ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
92
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
دشوار ايران در نيمهء قرن سيزدهم / هفتم ه . زنده بماند ، بلكه فعّاليّت علمى خويش را نيز ادامه دهد . وى مدت نسبتا درازى در قلعهء الموت در توقيف اسماعيليان بود و بعد به چنگ هولاكو افتاد ، ولى گويا به سبب شهرتى كه به عنوان منجّم داشت پيش وى اعتبار يافت و هنگام تسلّط هولاكو بر بغداد همراه او بود و سال بعد ( 1259 / 657 ه . ) توانست در مراغهء آذربايجان ، كه دربار مغول آنجا بود ، رصد خانهاى بزرگ بنياد كند . رصد خانه به بهترين ابزارهاى رصدى آن روزگار مجهّز بود و توصيف آن ، كه به وسيلهء شاگردان و همكاران طوسى به جا مانده ، مايهاى براى تحقيقات بعضى از متخصصان اروپايى فراهم آورده است . نصير الدّين گاهى همراه يورشهاى مغولان مىرفت تا براى كتابخانهء رصد خانه ، كه چهار صد هزار كتاب داشت ، نسخههاى خطّى فراهم كند . البتّه اين شمار طبق معمول مبالغه آميز است . ابن فوطى ، مورّخ معروف متوفى در 1323 / 723 ه . ، روزى چند جزو امناى اين كتابخانه بوده است . وى به دست مغولان اسير شده بود و نصير الدّين زندگانى او را نجات داد . تجهيزات كامل رصد خانه تنها از لحاظ ابزار و لوازم و كتاب نبود ، به تعداد فراوان دانشوران نيز بود كه بجز شاگردان طوسى ، فرزندان وى نيز آنجا بودند . روايتهايى از شركت دانشوران چينى در كار رصد هست كه با توجّه به امكانات دولت مغول بعيد نمىنمايد . رصد خانه بيشتر از دو نسل باقى بماند و پس از نيمهء اول قرن چهاردهم / هشتم ه . چيزى دربارهء آن شنيده نشد 93 و خرابههاى آن هنوز در مراغه به جاست . 94 نصير الدين ، به تمام معنى ، يك دايرة المعارف بود . فعّاليّت علمى او ، بجز علوم اسلامى صرف ، شامل علوم دقيقه نيز بود ، كه ابن عبرى ، دانشور سريانى معروف كه نصير الدّين را نيك مىشناخت و چندى در مراغه به تدريس پرداخته بود ، به سال وفات او سخنى گفت كه بسيار قابل ملاحظه است . گويد : در اين تاريخ خواجه نصير الدّين طوسى فيلسوف ، صاحب رصدخانهء شهر مراغه و حكيم و الا مقام در همهء فنون حكمت ، در گذشت . جمعى از مهندسان فاضل در رصد خانه به دور او فراهم آمده بودند ، همهء موقوفات قلمرو مغولان زير فرمان وى بود . دربارهء منطق ، طبيعيات ، الهيّات ، اقليدس ، و مجسطى تأليفات بسيار دارد . يك كتاب اخلاق به زبان فارسى دارد در كمال خوبى كه همهء گفتههاى افلاطون و ارسطو را دربارهء حكمت عملى در آن گرد آورده است . وى نظريّات قدما را تأييد مىكرد و تشكيكات و اشكالات متأخّران را كه در مؤلّفات خود آورده بودند جواب مىداد . 95 در قلمرو علوم دقيقه ، تقريبا همهء مؤلّفات دانشوران قديم را كه عربان مىشناخته بودند